مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى
345
تاريخ علماى بلخ ( فارسي )
خويش بازگشت . آية اللّه نجفى شمشيرى در ميان مردم با شور و هيجان به ارشاد و تبليغ و تدريس پرداخت و به شهرهاى تركستان نيز مسافرت كرد . مردم از وى درس ديندارى و زندگى مىآموختند . وى در بيشتر مسافرتهاى خود با علما به مناظره و مباحثه مىنشست . زارى ناحيّهاى است از توابع جوزجان كه اهالى آن ترك زبان و اهل سنّت هستند . در اين محل چهار مدرسهء دينى وجود دارد . بدين لحاظ افراد تحصيل كرده و ملا در اين مدارس تدريس مىكنند . مولوى هراتى يكى از مدرّسان آن محل بوده و گويا تمايل زيادى داشته است كه با آية اللّه نجفى شمشيرى به بحث و مناظره بنشيند . در يكى از شبها مرحوم آية اللّه نجفى شمشيرى بدون دعوت قبلى وارد مدرسه مولوى هراتى مىگردد ، طلاب مدرسه او را مىشناسند و از او به گرمى پذيرايى مىكنند و به مولوى مذكور اطلاع مىدهند . او هم مىآيد . آنان پس از صرف شام مناظرات علمى را شروع مىكنند . استادان و علماى برجستهء زارى گمان مىكردند شكار خوبى گير آوردهاند . ازاينرو مقدارى از كتب فقهى ، اصولى و فلسفى را براى اثبات مدّعاى خود آوردند ؛ اما از هر درى مباحثه مىكردند ، سيد غالب مىشد . بالاخره بحث به فضائل اهل بيت عليه السّلام كشيده شد . وى در جواب علما گفت : اگر شما فضيلت مىخواهيد ، بياييد در كنار من تا شما را به عرش ببرم . سپس اين آيهء مباركه را قرائت مىكند : حُنَفاءَ لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّما خَرَّ مِنَ السَّماءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكانٍ سَحِيقٍ . « 1 » ترجمه : و خاص و خالص به هيچ شائبه خدا را بپرستيد كه هركس به خدا شرك آورد ، در عجز و بىبيچارگى بدان ماند كه از آسمان درافتد و مرغان در فضا بدنش را با منقار بربايند و يا بادى تند او را بهجاى دور اندازد . شايد قصدش اين بوده است كه بگويد به قلّهاى از فضائل انسانى راهنمايىتان مىكنم و اگر نياييد ، شما را از آن بالا به پايين مىافكنم آنچنان كه همهء اعضايتان خرد
--> ( 1 ) - حج / 31 .